تبلیغات
"> "> خاک پاک مادری -- لفور - مطالب فروردین 1391

همه برای یکی

تعدادی از برو بچه های وبلاگنویس باشگاه خوانندگان همشهری جوان تصمیم گرفتن با ساختن
یه وبلاگ گروهی هر هفته مطالب مجله ی مورد علاقه شون رو تو یه محیط دوستانه نقد و
بررسی کنن تا بتونن از مطالب اون استفاده ی بیشتری ببرن و البته با تفکرات همدیگه هم بهتر
آشنا بشن .

علاقه مندان و دوستان همشهری جوانی هم می تونن با قرار دادن کدی که در همون وبلاگ
قرار داره در قسمت مناسبی از قالب یا تنظیمات وبلاگ هاشون به ما کمک کنن .
پیشاپیش از همه ی دوستان متشکریم و منتظر راهنمایی های شما خواهیم بود .
برای دیدن وبلاگ لطفا روی لوگوی زیر کلیک کنید .   
                                                         

?-? ?? ??

                                    



موضوع: عمومی،
برچسب ها: حسین درزی، همشهری جوان، ه - ج، H-J، گروه مجلات همشهری،
[ 1391/01/31 ] [ 17:38 ] [ حسین درزی بورخانی ]

مطلب رمز دار : عمر من ای گل طی شد بهر تو ....

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ 1391/01/31 ] [ 17:17 ] [ حسین درزی بورخانی ]

میراث آدم و حوا

درویشی نزد خواجه ای بخیل رفت و گفت :
پدر من و تو آدم و مادرمان حواست . پس ما برادر هستیم . تو این همه مال و اموال جمع
کرده ای اما من
چیزی ندارم . حالا امروز از تو میخواهم سهم مرا بدهی . !
خواجه به غلام خود دستور داد به او یک سکه ی سیاه بدهند .
درویش گفت : ای خواجه ، چرا در تقسیم کردن عدالت را رعایت نکردی ؟
مرد ثروتمند با نهایت خونسردی گفت :
ساکت باش . وگرنه برادران دیگرمان خبر دار می شوند و همین هم به تو نمی رسد .




موضوع: داستان کوتاه ، طنز و شعر ادبی،
برچسب ها: حسین درزی،
[ 1391/01/31 ] [ 04:10 ] [ حسین درزی بورخانی ]

در پاسخ به حرکت «یک» استقلالی بی فرهنگ

[ 1391/01/29 ] [ 19:16 ] [ حسین درزی بورخانی ]

نهایت بی عقلی یک « آدم »

آخرین روزهای اسفند 90 چند خانواده که از تهران برای گردش و تفریح به مازندران سفر
کرده بودند در منطقه ی لفور شهرستان سوادکوه دل به جنگل زدند و بعد از عبور از موانع ایجاد
شده وارد محدوده حفاظت شده ی جنگل ها و مراتع ملی  شدند .
چادر بر پا شد و شاخه ها تا آنجا که امکان داشت شکسته شدند و آتش بزرگی هم روشن شد .
اما دود خیلی زود گارد حفاظت محیط زیست را خبر کرد .
جالب اینجا بود که آقای « تهرانی » به مامورین محیط زیست می گفت:
« شما که جنگلبان نیستین . ما هم که حیوونی شکار نکردیم . پس به شما ربطی نداره »!!!

اما خب به هر حال مامورین محیط زیست آقایون و خانواده هاشون  رو از محدوده حفاظت شده
بیرون می کنن . غافل از اینکه دوستان شب با این وسیله ی پایینی بر می گردن .

http://s3.picofile.com/file/7986049993/%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D9%82%DB%8C.jpg

ادامه مطلب و مشاهده عکس ها


موضوع: لفور، عمومی،
برچسب ها: لفور، بورخانی، سوادکوه، سد البرز، سد لفور، نفتچال، اسبوکلا،
[ 1391/01/29 ] [ 04:10 ] [ حسین درزی بورخانی ]

گرسنگی

به نظر شما چه کسی زودتر از گرسنگی می میرد ؟ آدم چاق یا لاغر ؟
یکی دو روز بعد از خوردن آخرین وعده ی غذایی بدن همه ی ذخایر گلیکوژن کبد و ماهیچه ها
را مصرف کرده و دیگر هیچ چیزی برای سوزاندن نمانده .
از این زمان به بعد انرژی مورد نیاز بدن با شکستن ذخایر چربی و تبدیل آنها به کتون تامین
می شود .
اما مشکل اینجاست که سلولهای مغز و گلوبولهای قرمز خون قادر به متابولیزه کردن کتون ها
نیستند و به گلوکز {ساده ترین قند موجود در بدن که در سلولها مصرف میشود}  نیاز دارند .


ادامه مطلب


موضوع: علمی - آموزشی،
برچسب ها: حسین درزی، قایمشهر، سوادکوه، شیرگاه،
[ 1391/01/27 ] [ 09:50 ] [ حسین درزی بورخانی ]

اخلاق ما ایرانی ها

دیروز که تو میدون شهر شیرگاه منتظر ماشین بودم صحنه ای دیدم که برام بحث برانگیز شد .
راننده های ماشین های بین شهری که دور و بر میدون منتظر مسافر بودن داشتن جای شما
خالی میوه میل می کردن . و از اونجایی که اصولا توقف اطراف میدانها ممنوعه افسر
راهنمایی و رانندگی اونجا رو هم صدا می کنن که «سرکار بفرما میوه» .
خب من شخصا قسم میخورم 90 % سربازا همه کاری می کنن غیر از اونکاری که وظیفه
اوناس و باید انجام بدن . بنابراین افسر وظیفه ی ماجرای ما هم سرش گرم بگو بخند میشه .
خب این نشونه ضعف وجدان ما هست که تو کارامون گاهی «وجدان کاری» نداریم .
اما ماجرا ادامه داره .
دقیقا تو همین لحظه یه ماشین پراید (بخوانید خدای ایمنی) از دور به سمت میدون اومد و
به شکل کاملا تابلویی نفرات جلویی ماشین کمربند های ایمنی رو به صورت نمایشی کشیدن
و به محض دور زدن دایره ی میدون دوباره کمربند رو ول کردن .
چرا ما عادت کردیم زور بالای سرمون باشه ؟

چرا باورمون نمیشه کمربند واسه سلامتی ما ساخته شده ؟
چرا .... و باز هم چرا های فراوون مثل این .




موضوع: عمومی،
برچسب ها: سوادکوه، شیرگاه، لفور، حسین درزی،
[ 1391/01/25 ] [ 23:52 ] [ حسین درزی بورخانی ]

اینجا بوی بهار می دهد

چشمتون روز بد نبینه . دیروز دندونم درد می کرد وحشتناک . بخاطر همین تصمیم گرفتم برم
یه خورده قدم بزنم . وقتی دردم رو فراموش کردم با خودم به این نتیجه رسیدم که زیبایی بهار رو
با ساعتها فیلم مستند هم نمیشه نشون داد و حتما هر کسی باید خودش از نزدیک ببینه .
اما با این حال سعی کردم حداقل چند تا عکس از مسیری که رد شدم بگیرم .



مشاهده بقیه عکس ها


موضوع: لفور،
برچسب ها: لفور، بورخانی، نفتچال، سد لفور، سدالبرز، سوادکوه، شیرگاه، حسین درزی،
[ 1391/01/24 ] [ 10:35 ] [ حسین درزی بورخانی ]

توضیح واضحات

با تشکر از همه ی دوستانی که تو این چند روز که من نبودم لطف کردن و به اینجا سر زدن .
بین نظراتی که همیشه میرسه یه سری سوالات هستن که دائم تکرار میشن .
امروز تصمیم گرفتم به چند تا از اونها جواب بدم .
1 - من تقریبا هیچ کامنتی رو حذف یا پنهان نمیکنم . حتی اگه به من ناسزا بگید .
ایمنکه می بینید تو صفحه ارسال نظرات می نویسه نظرات پنهان اونا کامنتاییه که عزیزان
به صورت نظر خصوصی میفرستن و اتوماتیک پنهان میشن .
2 - در ایام عید امسال برای من اتفاقات خاصی افتاده که هنوز تو شوک اونا هستم .
اگر عمری باقی باشه کمکم مطالب علمی رو هم دوباره شروع می کنم . وضع عادی نشده .
3 - این عبارت ه ج که باعث شده خیلی ها کار و زندگی خودشونو ول کنن تا بلکه بتونن
زودتراز بقیه اسم دوست دختر منو !!! حدس بزنن مخفف همشهری جوان ِ به همین سادگی
4 - همهی عکس ها و مطالب وبلاگ رو خودم تهیه میکنم . در غیر این صورت حتما منبع
رو معرفی میکنم .
5 - من از اینکه بیان بگن با افتخار لینکت کردم منو پیوند کن خوشم نمیاد . و همینطور
از اون دسته دوستانی که قرنی یه مطلب میذارن . (از این واضح تر و جدی تر ؟
)
بعضی از دوستان حواسشون باشه .
6 - 
موفق باشید و سلامت .




موضوع: عمومی،
[ 1391/01/21 ] [ 11:16 ] [ حسین درزی بورخانی ]

تیز بازی

زن و شوهری در اوایل 60 سالگی در یک رستوران کوچک و رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند . ناگهان یک پری کوچک ولی قشنگ سر میزشان ظاهر شد و گفت :
چون شما زوجی این چنین مثال زدنی هستید و در تمام مدت به هم وفا دار بوده اید هر کدام میتوانید یک آرزو کنید . خانم گفت : اوووووه ! من میخوام به همراه همسر عزیزم دور دنیا سفر کنم .
پری کوچولو چوب جادوییش را تکان داد و ....... دو بلیط برای جدید ترین و شیک ترین خطوط هوایی ظاهر شد . حالا نوبت پیر مرد بود .
او بعد از آنکه چند لحظه فکر کرد  خودش را جابجا کرد و گفت :
خب این خیلی رمانتیکه اما چنین موقعیتی فقط یکبار در زندگی آدم اتفاق می افته . بنابراین من خیلی متاسفم عزیزم ! آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم .
پیر زن دلشکسته و پری جادویی واقعا ناامید شده بودند اما آرزو همین است دیگر .
چاره ای نبود پری چوبش را چرخاند و .............. آقا 92 ساله شد !

جام جم -- 6 بهمن 1390 .




موضوع: داستان کوتاه ،
برچسب ها: حسین درزی،
[ 1391/01/21 ] [ 05:24 ] [ حسین درزی بورخانی ]

دوستی های ه ج ئی !!!

سلام
از اونجایی که شما رفتین کهریزک و یادی هم از ما نکردین
این بود که ما هم تصمیم
گرفتیم یکی از بچه های همشهری جوان رو بکشونیم روستای خودمون .
البته چون سرمای زمستون امسال طولانی تر بوده هنوز درختا  خوب سبز نشدن .
بخاطر همین زیاد امکان عکاسی نداشتیم .
در ضمن یاداوری میکنم من چند روزی تشریف !! نخواهم داشت .
 مراقب خودتون باشین . همه تونو دوس دارم . موفق باشید و سلامت .

مشاهده عکس ها


موضوع: لفور، طنز و شعر ادبی،
برچسب ها: لفور، سد البرز، بورخانی، حسین درزی،
[ 1391/01/14 ] [ 19:28 ] [ حسین درزی بورخانی ]

جست و جو گر گوگل تعطیل می شود !!!

گوگل که در سال گذشته با راه اندازی سرویس گوگل پلاس تلاش کرد خدمات خود را گسترش
دهد و به جنگ شبکه های اجتماعی بیاید در هفته گذشته با اعلام تعطیلی سایت جست و جوی
خود در آینده ی نزدیک کاربران اینترنت را شوکه کرد .
اریک اشمیت مدیر گوگل گفت : .......

ادامه مطلب


موضوع: طنز و شعر ادبی،
[ 1391/01/13 ] [ 00:01 ] [ حسین درزی بورخانی ]