تبلیغات
خاک پاک مادری -- لفور - آیا این خیانت به تاریخ نیست ؟؟!

آیا این خیانت به تاریخ نیست ؟؟!

هم در خانه و هم در جاهایی دیگر قول داده بودم که سیاسی ننویسم ، کم بنویسم ؛ یا اگر نوشتم آرام باشد قلمم و از تندی بپرهیزم ، اما نمی گذارند !!! .
با دستکاری و تغییر وصیت نامه ی آدمی که سال ها از مرگش می گذرد خوب بودن ما و بد بودن او ثابت نمی شود . مٌشک آنست که خود ببوید !!!
ما و شما اگر مرد هستیم باید عملکرد مان این را نشان بدهد نه اینکه با توسل به دروغ یا کم گویی گذشتگانی که دستشان از دنیا کوتاه است را تخریب کنیم تا با بد شدن دیگران ، خودمان خوب جلوه کنیم .
این کار را « قلب تاریخ » می نامند . قلب تاریخ یعنی اینکه واقعیت و رویدادی تاریخی را به شکلی غیر از آنچه اتفاق افتاده برای دیگران توضیح دهید و عمدا حقیقت را از آنها پنهان کنید .


تاکید میکنم که این نظر شخصی من است و بر اساس نگاه من کار هفته ی گذشته ی یکی از خبرگزاری های رسمی کشور در انتشار وصیت نامه ی « محمد رضا شاه »
دقیقا همین قلب تاریخ بوده .
هرجا که خواسته اند را حذف کرده اند . تقریبا هرجا که طرف حرفی از ملت زده .
همه ی حرف من این است که چرا ما به دروغ و کم گویی متوسل شده ایم ؟ آیا راه دیگری برای اثبات حقانیت ما نیست ؟ کسی جوابی برای این سوال من دارد ؟

http://s5.picofile.com/file/8104067634/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B4%D8%A7%D9%87_2.jpeg


در خبر گزاری ایسنا متن وصیت نامه محمد رضا شاه را این چنین می خوانیم :

«
در این هنگام که دور از خاک وطنم در چنگال این بیماری جانکاه آخرین روزهای زندگی خود را سپری می‌ کنم ، به عنوان پادشاه ایران‌ زمین این پیام را به ملتم که در شوم‌ ترین دوران تاریخی وطنش روزگار تیره‌ ای را می‌ گذراند می‌ فرستم . همانند هر مسلمان معتقدی که در آستانه مرگ از وجدان پاک و صفای کامل روح برخوردار است ، خداوند بزرگ را به شهادت می‌ طلبم ، از آن وقت که صرفا به خاطر جلوگیری از خون‌ریزی هموطنانم ناچار خاک ایران را ترک کردم آنی از فکر سیه‌ روزی تدریجی ملتم و مخصوصا اندوه رقت‌ بار شهادت وطن‌پرستان بانام و گمنامی که سینه‌ های فراخ خود را در مقابل جوخه‌ های آتش جلادان قرار دادند ، فارغ نبوده و با تار و پود وجودم این رنج‌ها را احساس کردم ... شگفت‌ اتفاقی که در همان لحظاتی که قلب من از حرکت می‌ ایستد ، قلوب افسران دلاور ارتش نیز که در تکاپوی نجات وطن بودند ، پیاپی آماج گلوله‌ های دشمنان ایران قرار می‌ گیرند و برای اینکه چنین پیوندی جاودان ماند توصیه می‌ کنم که بعد از نجات کشورم ، کالبدم در گورستان این شهیدان جانباخته وطن ، مدفون گردد ...

من در این دقایق واپسین ، شیرینی خاطرات افق ایران عزیز را که به آن عشق می‌ ورزم در برابر تلخی زهرآگین مرض جانسوز قرار داده‌ام .

خاطره شالیزارهای کرانه‌های دریای خزر و مرغزارهای دیلم ، خاطره قله‌ های پربرف سهند و سبلان آذربایجان ، خاطره کوهستان‌های سبز و خرم زاگرس کردستان و هامون‌ های عریان بلوچستان ، خاطره اروندرود خوزستان و هیرمند سیستان ، خاطره دشت ارژن فارس ، خاطره حاشیه‌ های کویر سوزان خراسان و کرمان ، خاطره شهرک‌ ها و دهستان‌ های ساحلی خلیج فارس ، خاطره کوچ عشایر دلیر و فداکار و به طور کلی با اندیشه همه گوشه و کنار آن سرزمین مقدس و مردم پرتلاش و پرتوان آن ، چشم از جهان فرو می‌ بندم . »

حالا بیایید متن وصیت نامه ی شاه را با هم گوش کنیم . با صدایی که میگویند صدای خود محمد رضا شاه است . ببینید چه جملاتی از متن اصلی در خبرگزاری ایسنا منتشر نشده اند و خودتان با وجدانتان قضاوت کنید حق با من است یا نه ؟



آنان که مطالب این وبلاگ را پیگیری می کنند می دانند که بارها گفته ام و باز یاداوری میکنم که نه سلطنت طلب هستم و نه از انقلاب چیزی بیش از دیگران نصیبم شده است .
همه ی حرف من این است که چرا ما به دروغ و کم گویی متوسل شده ایم ؟ آیا راه دیگری برای اثبات حقانیت ما نیست ؟ کسی جوابی برای این سوال من دارد ؟





موضوع: سیاسی - اجتماعی ،
برچسب ها: حسین درزی بورخانی، وصیت نامه محمد رضا شاه، تاریخ معاصر ایران، متن وصیت نامه محمد رضا شاه، آشنایی با پهلوی، لفور، بورخانی،
[ 1392/09/23 ] [ 20:05 ] [ حسین درزی بورخانی ]